SusaWebTools
دست نوشته های یک طلبه

اسلایدر

بسم الله الرحمن ارحیم

 

با سلام خدمت آیت الله سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)

بنده ی حقیر به عنوان عضوی کوچک از خانواده ی روحانیت کشور و به عنوان جوان شیعه ای که با باورهای مذهبی خو گرفته و رشد نموده با توجه به حضور مستمر در بین محفل های مذهبی و حضور و فعالیت نسبتا زیاد در فضای مجازی با حقایقی رو به رو هستم که بر خود فرض دیدم حضرتعالی را در جریان آن حقایق مهم بگذارم. امیدوارم ذکر این مطالب از جانب  حقیر بی ادبی تلقی نشده باشد.

مطالب را در چند بند می آورم :

1- اخیرا در پایگاه اینترنتی حضرتعالی استفتائی درج شده  با این عنوان که :

سؤال: برخی از عزاداری هایی که ذیلاً بیان می شود در برخی از مناطق ایران و جهان به قصد مواسات با حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام و اهل بیت آن حضرت و شهدای کربلا انجام می گردد. حکم آنها چیست؟ و آیا مصداق جزع بر سیدالشهداء علیه السلام می باشند؟
الف) بر روی آتش راه رفتن.
ب) بر روی خار راه رفتن.
ج) بر روی شیشه غلتیدن.
د) خراشیدن صورت و لطمه بر سینه و صورت زدن به حدی که خون جاری می شود.
هـ) با زنجیر تیغی به کمر زدن به حدی که خون جاری می شود.
و) قمه زدن.

جواب : به پا داشتن عزاداری سیدالشهداء علیه السلام به نحوی که نزد محبان امام حسین علیه السلام و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام متعارف است، موجب اجر جزیل و ثواب کثیر می باشد ان شاء الله تعالی.

http://persian.shirazi.ir/showestefta.php?Id=505

لازم است پیرامون برخی از عزاداری ها و نوع مطرح شدن آن در بین افکار عمومی دنیا توضیخاتی را بدهم:

الف) متاسفانه وهابیت خبیث با کمک شبکه ی جهانی صهیونیستی سعی می کند تا با سوءاستفاده ی از برخی رفتارهای ولو از سر اخلاص شیعیان، چهره ای زشت و بد منظر از شیعیان به نمایش بگذارند. فی المثل درباره ی برخی از همین عزاداری ها چه تبلیغات سوئی که علیه شیعیان نمی کنند. وهابیت خبیث در شبکه های ماهواره خود با نشان دادن همزمان عزاداری برخی از شیعیان که از سر اخلاص روی ذغال داغ و آتشین راه می روند و نمایش مراسم خاص هندوهای بت پرستی که آنها هم روی ذغال داغ راه می روند می خواهد این چنین القا کند که شیعیان هم همان راهی را می روند که هندوهای مشرک می روند! سبحان الله! چه مقایسه ای؟! همه می دانیم که تشیع مذهب عقل و منطق است، شیعه را چه به مقایسه ی با هندوهای مشرک!

حضرت آیت الله! ملاحظه می فرمائید که دشمنان چگونه سوءاستفاده می کنند؟! همین جنگ روانی درباره ی قمه زنی هم وجود دارد. چون عملی شبیه قمه زنی در آئین مسیحیت وجود دارد آنها در مواردی سعی می کنند تشیع را مذهبی بی اصالت و برگرفته ی از مسیحیت نشان دهند! از اینکه بگذریم باید پذیرفت که قمه زنی در بین بسیاری از ملل حقیقتا باعث بدنامی مذهب تشیع می شود. برخی از شیعیان فعال در اروپا و آمریکا می گویند : گاهی ما تبلیغ مکتب اهل بیت(علیهم السلام) را می کنیم روشنگری می کنیم توضیح می دهیم، عده ای علاقه مند به تشیع می شوند اما همین که می خواهند در فضای مجازی و اینترنت درباره ی شیعه چیزی بدانند با نوشتن عبارت شیعه، ابتدا با عکسهای قمه زنی و تیغ زنی و خون مواجه می شوند! همین موضوع باعث می شود بسیاری از آنها از تشیع دلزده شده و جذب مکتب خلفا و اهل سنت بشوند!

حضرت آیت الله ! به نظر شما با این شرایط آیا باز هم جایز است فتوا به استحباب قمه زنی بدهیم و در رسانه های تصویری خود آن را ترویج کنیم؟! آیا جایز است با قمه زنی و تیغ زنی و روی شیشه غلتیدن و نمایش آن در سطح جهان هزاران بلکه میلیونها انسانی که علاقه مند به تشیع شده اند را فراری بدهیم؟!

2- همانطور که در دین مبین اسلام و مکتب تشیع واضح است برائت از اعداء الله و اعداء پیامبر اسلام و ائمه ی هدی (علیهم افضل صلوات الله) لازم و ضروری است. طبیعتا یکی از مصادیق برائت  لعن می باشد. در این موضوع هیچ شکی نیست. هیچ شیعه ی آگاهی را نمیابید که لعن را مطلقا زیر سوال ببرد. اما متاسفانه برخی از روحانیون شیعه و به تبعیت از آنها عده ای از عوام الناس در برخی محافل عمومی با آوردن نام مقدسات اهل سنت و توهین و لعن به آنها موجب تحریک و عکس العمل انها می شوند. این کار آنها نه تنها باعث می شود که طرف مقابل هم به مقدسات ما توهین کند بلکه باعث می شود شیعیان در کشورهای مختلف که به عنوان اقلیت مذهبی مطرح هستند تحت فشار قرار بگیرند و آزار و اذیت بشوند.

آیا جایز است ما که در امنیت و ارامش زندگی می کنیم هر چه دلمان میخواهد بگوئیم و به مقدسات اهل سنت توهین کنیم، آنگاه شیعیان مظلوم عربستان و بحرین و قطر و سایر نقاط تحت فشار قرار بگیرند و اذیت و آزار بشوند؟!

 

 

این بخش اول نامه است

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: نامه من به آیت الله
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 15:7 توسط مصطفی جامه بزرگ |

نویسنده: مهدی مسائلی

چندی است که تعدادی از اردتمندان و مقلدان آیت الله سید صادق شیرازی ضمن توبیخ و تشنیع بر حقیر به جهت مطالبی که بنده در کتاب «قمه زنی سنت یا بدعت» پیرامون روایت سر به محمل کوبیدن حضرت زینب سلام الله علیها بیان داشته‌ام، استناد به استفتائی از آیت الله سید صادق شیرازی دراین باره می‌کنند، از آنجا که این استفتاء به صورت گسترده توسط طرفداران قمه‌زنی مورد استناد و تبلیغ قرار می‌گیرد، متن استفتاء و نقد حقیر به مطالب مطروحه در آن، در ادامه منتشر می‌گردد:

—- استفتاء و پاسخ آیت الله سید صادق شیرازی:

سؤال: آیا روایت «مسلم جصاص» مبنی بر این که حضرت زینب سلام الله علیها سر مبارک خود را به چوبه ی محمل زدند معتبر است؟

پاسخ:

در معتبر بودن این روایت همین مقدار کافی است که:

۱. تقریر صدها تن از مراجع معاصر و مراجع روزگاران گذشته است، بدین معنا که هنگام شنیدن این روایت از خطیبان مذهبی با آنان همراهی کرده، هیچ اعتراض نسبت به آن ابراز نداشتند.

۲. بزرگانِ فقهای ما در علوم: فقه، حدیث و رجال به طور پیاپی این روایت را پذیرفته اند، لذا بنابر اصطلاح علم حدیث، این حدیث «مقبوله» و مورد اعتماد است. (بحار الأنوار ج ۴۵، ص ۱۱۵ و ج۱۰۹، ۹۱).

۳. دانشمند متبحر در علم رجال و حدیث و کارشناس اسناد و روایات، یعنی مرحوم علامه مجلسی قدس سره در کتاب بحارالانوار خود، این حدیث را از پاره ای منابع معتبر نقل کرده است.

۴. سید الطائفه، عالم بزرگ مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین قدس سره به این روایت اعتماد و آن را در کتاب «المجالس الفاخره فی مصائب العتره الطاهره، ص۳۱۵» نقل کرده است.

۵. بزرگ مرجع تقلید، جانشین آیت الله العظمی شیرازی رهبر قیام ۱۹۲۰ میلادی ملت عراق بر علیه امپراطوری بریتانیا و استاد مراجع تقلید بزرگی از جمله آیات عظام، آقایان: حکیم، شاهرودی، خویی و جز آنان، یعنی مرحوم آیت الله شیخ فتح الله معروف به شیخ الشریعه ـ که خدایشان رحمت کند ـ این حدیث را صحیح دانسته، همانگونه که شاگردش آیت الله شیخ محمد حسن مظفر آن را نقل کرده است. (کتاب نصره المظلوم، ص۷۵-۷۶).(واحد استفتائات دفتر حضرت آیت الله العظمى حاج سید صادق حسینى شیرازى مدظله العالى)

— نقد حقیر به این پاسخ آیت الله:

با سلام،

اگرچه مطالب جناب آیت الله جدلی و خطابی بوده و بیشتر برای توجیه عوام است و در مقام استفاده علمی چندان نمی‌توان بر آن تکیه کرد، ولی لطفا این پاسخ را نیز برای دفتر آیت الله سید صادق شیرازی ارسال فرمایید:

  1. محققا فقهای معاصر و مراجع گذشته، مطالب بسیاری را از خطباء شنیده‌اند که مورد تایید آنها نیست، ولی به خاطر حرمت منبر و جلسه امام حسین علیه‌السلام آشکارا اعتراضی به آن نمی کنند، وگرنه باید مراجع همواره منبر و جلسه را بهم بزنند، از این هم که بگذریم عدم اعتراض به یک روایت به معنای صحیح و معتبر دانستن آن نیست،زیرا ممکن است فقیهی روایت را معتبر نداند ولی اعتراضی به نقل آن نکند، چون آن منبری که کفر نمی گفته است، بلکه روایت نامعتبری را می‌خوانده است و استناد علمی و فقهی هم به آن نمی کرده است و روضه نیز درس خارج و کلاس درس نبوده است. افزون بر این گمان نمی‌کنم جناب آیت الله شیرازی مجالس روضه تمام علمای شیعه را درک باشند و از بیان منبری‌ها و عدم اعتراض مرجع و تقریر به رضای آنها و..و… با خبر باشند.
  2. ایشان که مجتهد و مرجع هستند باید بهتر از ما بدانند که ملاک مقبوله بودن چیست؟ هیچ یک از فقهای شیعه این روایت را قبول نکرده و به مضمون آن فتوا نداده است، گرچه این روایت در منابع متأخر شیعه آمده و اصلا فقهای متقدم شیعه آن را ندیده‌اند تا بخواهند به مضمون آن فتوا بدهند، دو آدرسی هم که جناب یا دفتر ایشان از بحار مرقوم داشته‌اند، یکی موبوط به آدرس روایت در بحارالانوار است و دیگری مربوط به فهرست بحارالانوار؛ و اینها هیچ کدام چیزی را اثبات نمی‌کند. همچنین در میان فقهای بزرگ شیعه علمایی بوده اند که تصریح به عدم وجود دلیل بر قمه زنی نموده‌اند و محققا آن بزرگواران از وجود این روایت باخبر بوده‌اند. چنانچه آیت الله العظمی خویی در کتاب طریق‌النجاه بر این نکته تصریح می کنند که قمه‌زنی عنوان عزاداری امام حسین علیه‌السلام را ندارد، و نص و روایت به خصوصی نیز درباره آن وارد نشده است؛ از همین رو نمی‌توان آن را به عنوان عملی دینی انجام داد: «لم یرد نص بشعاریته فلا طریق الى الحکم باستحبابه؛ نصی درباره شعار بودن قمه‌زنی وارد نشده است پس طریقی برای حکم به استحباب این عمل وجود ندارد.» همچین شاگرد ایشان، مرحوم آیت الله العظمی تبریزی نیز در همین کتاب، این مطلب را تقریر کرده و می گوید: «دخول ما ذکر فی الجزع المستحب لما أصاب سیّد الشهداء علیه السّلام محل تأمل؛ داخل بودن قمه‌زنی در عزاداری امام حسین، علیه‌السلام، جای تأمل دارد.»
  3. خود جناب آیت الله باید بهتر بدانند اینکه مرحوم مجلسی در بحارالانوار فرموده‌اند این روایت را در بعضی کتابهای معتبر دیده‌ام دلیلی بر مصححه و مقبوله بودن آن نیست، چون مرحوم مجلسی نیز تصریح به مرسل بودن این روایت داشته‌اند، افزون بر این، منبع اصلی این روایت کتاب نورالعین است که نویسنده‌ی آن تا به حال معلوم نشده است؛ تنها به ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی نسبت داده می‌شود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بوده و حتی این انتساب هم مورد قبول کارشناسان کتاب نیست  و شیخ‌ طُرَیْحی نیز که آن را در مُنتخب آورده، از نورالعین گرفته است. محدث متقی، صاحب مفاتیح الجنان؛ مرحوم شیخ عباس قمی(ره) در مورد این خبر می‌نویسد: «مؤلف می‌گوید که ذکر محامل و هودج در غیر خبر «مسلم جصّاص» نیست و این خبر را اگرچه علامه مجلسی نقل فرموده، لکن مأخذ نقل آن منتخب طُرَیحی و کتاب نورالعین است که حال هر دو کتاب برای اهل فن حدیث مخفی نیست، و نسبت شکستن سر به جناب زینب، سلام‌الله علیها، و اشعار معروفه نیز بعید است از آن مخدّره که عقیله‌ی هاشمیین و عالمه‌ی غیر معلّمه و رضیعه‌ی نبوت و صاحب مقام رضا و تسلیم است.»
  4. آیت الله انصاف دهند این‌که یکی یا دو تن از علمای شیعه این روایت را نقل و یا به استناد کرده باشند دلیل بر صحیح بودن آن است؟!

جالب این‌جاست که ایشان برای محکم سخن  خویش اساتید علمای مورد استناد را هم بر می شمرند و چنان جلوه گر می‌شود که این بزرگان نیز روایت را نقل کرده‌اند.

همان گونه که عرض داشتم  آن‌چه آیت الله تاکنون مرقوم داشتند بیشتر جدلی و خطابی بود، اما نکاتی علمی درباره این روایت وجود دارد که بنده آنها را به نظر شما می‌رسانم:

  1. این روایت سند ندارد و به عبارت دیگر این روایت به صورت مرسل نقل شده و سلسله راویان آن در جایی ذکر نشده است. مرحوم مجلسی نیز در بحارالانوار بر این نکته تأکید دارند.
  2. همان گونه که گذشت منابع اوّلیه و کتاب‌های معتبر هیچ‌گاه آن را گزارش نکرده‌اند. همچنین عالم بزرگوار آیت الله حاج میرزا محمد ارباب (متوفی ۱۳۲۸ﻫ ق) نیز در این‌باره می‌نویسد:«…[از]کتب مقاتل نماید که حمل اهل‌بیت بر جهاز شتران بوده، و ذکر محامل از خصایص خبر مسلم جصّاص است در کتاب «نورالعین» که کتابی است بی‌اعتبار و مجهول‌المؤلّف و شیخ طُریحی از آن‌جا حکایت کرده. و شکستن پیشانی حضرت زینب نیز از مشتملات این خبر مجهول است، و اشعار مذکوره‌ی معروفه در این خبر نیز از مقام فصاحت و بلاغت عقیلهالهاشمیین بسیار دور است؛ چنانچه بر اهل بصیرت و خبره‌ی‌ فن مخفی نیست.(میرزا محمد ارباب، الاربعین الحسینیه، چاپ اسوه، ص۲۳۲)
  3. همان‌گونه که بزرگان اهل فن اشاره نموده‌اند محتوای این روایت نیز بسیار بی اعتبار و ضعیف بوده و با گزارش‌ها و روایات دیگر نیز هم‌خوانی نداردکه نمونه‌هایی از آن در اینجا نقل می‌شود:

۱.۳- ذکر محامل و هودج تنها در این روایت آمده است و با بررسی روایات و گزارش‌های دیگر به این نتیجه خواهیم رسید که در کاروان اسیران عاشورا اصلاً محامل یا هودجی در کار نبوده است تا حضرت زینب، علیها‌السلام، سرش را به آن بکوبد.مرحوم محدث قمی(ره) در این باره می‌نویسد: «مؤلف گوید: که ذکر محامل و هودج در غیر خبر مسلم جصّاص نیست،…و آنچه از مقاتل معتبره معلوم مى‏شود حمل ایشان بر شتران بوده که جهاز ایشان پلاس و روپوش نداشته‏[است].»(منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام، ج‏۲، ص: ۹۳۹)

جالب این‌که حتی در ابتدای این روایت نیز آمده است که امام زین العابدین علی بن حسین- علیهما‌السلام- را بر شتری برهنه و بی‌جهاز سوار نموده بودند و آن حضرت نیز در اشعاری از این امر گلایه نمودند. پس چگونه ممکن است یزیدیانی که تا به دین حد نسبت به اهل‌بیت پیامبر- علیهم‌السلام- قساوت داشتند، برای زنان آنها محامل و هودج فراهم کنند، با توجه به این نکته که گذاشتن محامل و هودج بر روی شتران نشانه‌ از احترام  به اهل‌بیت پیامبر- علیهم‌السلام- و تکریم آنها می باشد.

۲.۳- همان‌گونه که نقل شد اشعاری که در متن روایت به امام زین العابدین- علیه‌السلام- و همچنین حضرت زینب- علیهاالسلام- منتسب شده‌اند، از جهت فصاحت و بلاغت فوق‌العاده ضعیف می‌باشند و نسبت دادن این اشعار به آن بزرگواران جفایی بزرگ در حق آنان است.(آن گونه که بعضی برای توجیه این روایت گفته اند این اشعار بعدا به روایت افزوده شده است، این در حالی است که با رجوع به منبع اصلی این اشعار را درآنجا نیز می بینیم).

افزون بر این در یکی از مصرع‌های شعر به منتسب حضرت زینب- علیهاالسلام-، آمده است: «یا اخی فاطم الصغیره کلمها»؛ «ای برادر با من حرف نمی‌زنی، نزن؛ لااقل با دختر صغیره خود فاطمه سخن بگو!» چگونه این سخن می‌تواند صحیح باشد، در حالی که بنا به تصریح همه‌ی تاریخ نویسان و پژوهش‌گران اسلامی، فاطمه بنت الحسین، علیهما‌السلام،  که فاطمه‌ی کبری هم خوانده می‌شود، آن روز، زن بزرگ و شوهرداری بود که با شوهرش حسن مثنی همراه پدرش از مدینه خارج شده بودند و شوهرش حسن بن حسن، علیهما‌السلام،  معروف به حسن مثنی در روز عاشورا پس از آن‌که زخم‌های فراوان برداشته بود، از مرگ نجات یافت. و از دختر دیگری برای امام حسین، علیه‌السلام،  که فاطمه نام داشته باشد و در کاروان اسرای کربلا باشد نام برده نشده است و آن‌که در میان روضه‌خوانان به نام فاطمه صغری معروف است، به قول خود روضه‌خوانان به علّت بیماری در مدینه مانده بود و در حماسه‌ی عاشورا شرکت نداشت. در بیت بعدی نیز، جعل کننده‌ی خبر، امام حسین، علیه‌السلام،  را به سنگدلی و قساوت قلب متهم کرده است که با تمسک به صنایع ادبی، مانند تجاهل عارف، هم نمی‌شود درستش کرد!

  1. ابتدای این حکایت به گونه‌ای نقل می‌شود که گویا مسلم جصاص از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین- علیهاالسلام- بی خبر بوده است و از شاگردش دراین باره علّت هیاهویی که درکوفه به هنگام ورود کاروان اسیران به وجود آمده بود، سؤال می‌کند. آیا می‌توان پذیرفت کسی آن زمان در کوفه بوده و از جریان شهادت امام حسین- علیهاالسلام- بی خبر باشد؟ افزون بر اینکه ابتدای این حکایت به گونه‌ای نقل می‌شود که گویا مسلم جصاص محبِّ اهل‌بیت نیز بوده ولی با این حال، با خیال راحت در حال خدمت به عبدالله بن زیاد بوده است.
  2. گزارش های معتبر تاریخی حاکی از آن هستند که عمر سعد، سر مقدّس امام حسین- علیه‌السلام- را، بى درنگ پس از شهادت آن حضرت، همراه خَوْلی بن یزید اَصْبَحی و حُمَیْد بن مُسْلِم اَزْدِی‏ نزد عبیدالله بن زیاد فرستاد. (ابو حنیفه احمد بن داود الدینورى(م ۲۸۲)، الأخبار الطوال، قم، منشورات الرضى، ۱۳۶۸ش. الأخبارالطوال،ص:۲۵۹ و أبو جعفر محمد بن جریر الطبری (م ۳۱۰)، تاریخ الأمم و الملوک ، بیروت، دار التراث ، ج‏۵،ص:۴۵۵ همچنین بنگرید: مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج‏۲، ص: ۱۱۳)

چنانچه حکایت مشهور برده شدن سر مقدّس امام حسین- علیه‌السلام- به خانه‌ی خَوْلى و وقایع مربوط به آن،  نیز از فروعات این واقعه است.و از آنجا که کاروان اسیران یک روز بعد یعنی روز یازدهم از کربلا به سمت کوفه حرکت نمودند، پس اصلاً هنگام ورود کاروان اسیران به کوفه سر مقدّس امام حسین- علیه‌السلام- همراه آنها نبوده است. این درحالی است که بنابر نقل گزارش مسلم جصاص سرهای شهداء همراه با کاروان اسیران وارد کوفه شده و در پیشاپیش آنها قرار داشت.

  1. از جمله مطالب دیگری که اختصاص به این روایت دارد آن است که حضرت ام‌کلثوم- علیها‌السلام- نمی‌گذاشت مردم کوفه به کودکان سوار بر محمل، خرما، نان و گردو بدهند و با این استدلال که صدقه بر ما اهل‌بیت حرام است؛ آنها را از دست و دهان کودکان گرفته و بر زمین می‌انداخت. این حکایت که به واسطه روضه‌خوانان میان مردم شهرت عظیم و فراوانی نیز یافته‌ است، با احکام فقهی شیعه مطابقت ندارد؛ زیرا اگرچه شکی در این نیست که صدقه واجب بر اهل بیت – علیهم‌السلام- و فرزندان آنها حرام می باشد، اما همچنین بین فقها اختلافی وجود ندارد که دادن صدقه مستحبی به آنها اشکالی ندارد. افزون بر همه اینها، در گزارش‌های دیگری آمده است که اهل‌بیت- علیهم‌السلام- هدایای کوفیان را می‌پذیرفتند و از آنها استفاده می‌کردند.( اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، ص۱۴۵)
  2. با توجه به شخصیّت رضا و تسلیم و خویشتن‌داری حضرت زینب با قاطعیت باید گفت آن زینب کبرائی که متون اسلامی او را توصیف می‌کند، از زمین تا آسمان با این زینب که این خبر ساختگی می‌گوید، فاصله دارد آیا می‌توان گفت این زینب همان زینبی است که وقتی جنازه برادرش را در گودال دید، دستانش را به سوی آسمان گرفت و گفت: الهِی تَقَبّل مِنّا هَذا القُربَان؛ «خدایا این قربانی را از ما بپذیر.» مسلم جصّاص، کارگزار ابن زیاد، می‌گوید: زینب سرش را با چوب محمل شکافت و خون سرش را جاری ساخت تا شماتت دشمنان را باعث شود! امّا پیام آورِ معصوم ِ عاشورا حضرت زین العابدین، علیه‌السلام، می‌فرماید: ما رَأیْتَ عَمَّتی تصلی اللیلَ عَن جُلوس الاّ لیلهَ الحادی عَشَر؛ «هرگز ندیدم عمه‌ام که نماز شب را نشسته بخواند، مگر در شب یازدهم.»
  3. علاوه بر آنچه گفته شد باید متوجه بود که اگر این روایت درست هم باشد، که البته نیست، زمین تا آسمان با کار قمه‌زنان فرق دارد. زیرا نه موقعیت قمه‌زنان، موقعیت زینب، علیها‌السلام، است و نه کار آنها مانند کار ایشان است.

برچسب‌ها: فتنه مذهبی, خرافات در عزاداری, بدعت قمه زنی, جریان شیرازی
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 13:30 توسط مصطفی جامه بزرگ |


برچسب‌ها: خرافات در عزاداری, بدعت قمه زنی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:34 توسط مصطفی جامه بزرگ |

قمه زنان به این روایت دروغ استناد کرده و می گویند : اگر قمه زنی و سرشکافتن در عاشورا و عزای سید الشهداء جایز نیست پس چرا حضرت زینب ( س ) سرش را به چوب محمل کوفت و سر و صورت خود را آغشته به خون کرد . دو استدلال برای قمه زنان وجود دارد :

اول اینکه چون حضرت زینب پرورش یافته دامان وحی بوده و نافرمانی خدا را انجام نمی دهد اگر کاری از او سر زده می توان مجاز بودنش را استنباط کرد .
دوم اینکه مگر امام سجاد ( ع ) که امام معصوم بوده همراه حضرت زینب ( س ) نبود و این اقدام عمه را ندید آیا سکوت امام معصوم در اینجا نمی تواند در تاٌیید و تقریر این عمل باشد ؟ تقریر معصوم نیز حجت است .


اما اصل ماجرا چنین است که فردی بنام " مسلم جصاص(گچکار) " نقل می کند : به هنگامی که در حال بازسازی دروازه اصلی شهر کوفه بوده هیاهویی می شنود و به سمت هیاهو حرکت کرده و می بیند که اسرای واقعه عاشورا در کجاوه بودندو در این هنگام سر بریده امام حسین ( ع ) را بالای نیزه بردند که حضرت زینب با مشاهده سر بریده برادر ، سر خود را از فرط ناراحتی به چوب محمل می کوبد چنانچه خون از زیر مقنعه اش جاری شد . و با چشم گریان اشعاری را قرائت کردند(ناسخ التواریخ ، ج 6 ، ص 54 و 55) .
این مطلب برگرفته شده از کتابی بنام " نورالعین فی مشهد الحسین " می باشد که نویسنده آن مشخص نیست و تنها به ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی نسبت داده می شود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بود و بسیاری از علما در بی اعتبار بودن آن صحه گذاشته اند . چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفــاتیح الجنـــــــان بیان می کند که : نسبت سر شکستن به حضرت زینب بعید است چون ایشان عقیله بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است(منتهی الآمال ، ج 1 ، ص 75 ). وی سپس با استناد به کتابهای معتبر می نویسد که اصلاً محمل و هودجی در کار نبود تا آنحضرت سرش را به آن بکوبد .
همچنین عالم بزرگوار آیت اله حاج میرزا محمد ارباب نیز در خصوص بی اعتبار بودن کتاب نورالعین و بی اساس بودن گفته های مسلم جصاص تاکید دارد(الاربعین الحسینیه ، میرزا محمد ارباب ، چاپ اسوه ، ص 232) .


به دلایل زیر این خبر اساس و پایه ای ندارد :
الف )- تنها در کتاب نورالعین نوشته شده که طبق آنچه گفته شد بی اعتبار است . و در سایر کتابهای معتبر دینی این مطلب گزارش نشده است .
ب ) - سند ندارد و به عبارت دیگر راویان آن در جایی ذکر نشده است .
ج ) - در اشعاری که به حضرت زینب نسبت داده اند مصرعی آمده که در آن حضرت خطاب به امام حسین ( ع ) می فرمایند : " اگر با من حرف نمی زنی لااقل با دختر صغیر خود فاطمه سخن بگو " . در حالی که بنا به تصریح همه مورخان اسلامی ، فاطمه بنت الحسین که فاطمه کبری هم خوانده می شود در آن زمان ( حادثه عاشورا ) زن بزرگ و شوهر داری بود که همسرشان حسن بن حسن ( ع ) معروف به حسن مثنی بوده و در روز عاشورا پس از آنکه زخمهای فراوانی برداشته بودند از مرگ نجات یافت . و از دختر دیگری بنام فاطمه که صغیر بوده ، در کاروان اسرا نام برده نشده است و آنکه در میان روضه خوانان بنام فاطمه صغری معروف است به قول خود روضه خوانان به علت بیماری در مدینه مانده بود و در حماسه عاشورا شرکت نداشت .
د ) - در بیت دیگری از همان اشعار منتسب به حضرت زینب ، حضرت امام حسین به سنگدلی و قساوت قلب متهم شده که حتی با تمسک به صنایع ادبی ، مانند تجاهل عارف هم قابل توجیه نیست .
ه ) - با توجه به شخصیت معرفی شده حضرت زینب در متون اسلامی که ایشان را آدمی خویشتندار و رضا و تسلیم معرفی کرده اند ، آنچه در این کتاب گفته شده با آنچه در سایر متون معتبر اسلامی آمده متضاد است وچهره دیگری از حضرت زینب معرفی شده است .
علاوه بر آنچه گفته شد ، اگر بر فرض محال چنین گفته ای صحت داشته باشد که ندارد ، عمل قمه زنان با فعل حضرت زینب تفاوت آشکار دارد(تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ، محمد صحتی سردرودی ، ص 209 ) .


برچسب‌ها: خرافات در عزاداری, بدعت قمه زنی
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 18:35 توسط مصطفی جامه بزرگ |

حجت الاسلام سید علی موسوی:

کلیپ سفارشی بیت آقای شیرازی را می دیدم. «تو میرزای شیرازی دیگری» با خودم گفتم واقعا بینهما بون شاسع. نه تنها هیچ شباهتی میان دو نیست بلکه اگر امروز در عراق بخواهیم رفتارهای شخصیتی را با میرزای شیرازی قیاس کنیم، باید از طیف مقابل امثال آقایان شیرازی یعنی آیت الله العظمی سیستانی نام برد. اما در عین حال بازهم باید گفت «و ما ادراک ما المیرزا»
در یادداشت قبل(لینک) عرض شد، حدود 10 سال پیش بود که توفیق هم صحبتی با شیخ حسین آل راضی از علمای بزرگ عربستان و امام جمعه استان شرقی عربستان (احساء) نصیبم گردید. روزهای اول ماه ربیع بود و ایشان پریشان از جشن های کذایی 9 ربیع قم. ایشان می گفت حضرات اینجا با خیال راحت جشن می گیرند و ادعای ولایتشان می شود و جوانان ما در احساء باید بیکار شوند، حسینیه ما را تعطیل و جان ما و اهل و عیال مان را تهدید کنند…
واسطه شدم شیخ حسین آل راضی، خدمت آیت الله شبیری برسند. برای هماهنگی خدمت آیت الله شبیری رسیدم و ابتدا بحث لعن را مطرح کردم. اتفاقا همان ایامی بود که علامه عسگری (این شخیصت مدافع تشیع در مقابل علمای اهل سنت) به علت نقل این مطلب که لعن خلیفه اول و دوم سند ندارد و سند زیارت عاشورا معتبر نیست، مورد حمله و اتهامهای شدیدی قرار گرفته بود. ابتدا آیت الله شبیری از اتفاقی که برای این سید اولاد پیغمبر (تعبیر آیت الله شبیری) افتاده بود، بسیار اظهار تاسف کردند. ایشان البته لعنت پیامبر اکرم (ص) بر متخلفین از سپاه اسامه را ثابت شده می دانستند که شامل این دو نیز می شد و اهل سنت نیز نمی توانند از آن شانه خالی کنند اما تبلیغ و مراسم گرفتن برای این چیزها را خلاف سیره اهل بیت (ع) می شمردند. ایشان به مناسبت، ماجرایی از میرزای شیرازی بیان کردند.

میرزای شیرازی

میرزای شیرازی

میرزای شیرازی بعد از مرجعیت عصرها در بیت می نشستند و مردم برای ملاقات و دستبوسی ایشان می آمدند. میرزا نیز همیشه به هرکس که به دستبوسی ایشان می آمد احترام ویژه می کرد، فارغ از این که چه موقعیت اجتماعیای داشته باشد. بعد از نقل مکان میرزای شیرازی (به عنوان مرجع عالم شیعه) از کربلا به سامراء (شهر مرکزی اهل سنت تندرو و گاها ناصبی ها) تا مدتی این برنامه ادامه داشت. یک روز اطرافیان میرزا می بینند، میرزا اعتنایی به این افرادی که برای دستبوسی می آیند نمی کند. برایشان سوال می شود. کمی دقت می کنند میبینند توجه میرزا به آن آخر مجلس است. بعد مدتی میراز یکی از اطرافیان بیت را صدا می زند که فلانی به آن روحانی که آن آخر نشسته بگو بیاید جلو. آن فرد می آید خدمت میرزا و عرضه می دارد که من از کربلا آمدهام می خواهم سامراء در محضر شما باشم. میرزا میفرمایند شما همان کربلا باشید بهتر است. آن روحانی اصرار می کند که می خواهم از محضر شما استفاده کنم. میرزا می فر مایند نه کربلا به حضور شما بیشتر نیاز است من دو برابر معمول طلاب به شما شهریه می دهم بروید همان کربلا بمانید. کربلا به حضور شما نیاز دارد. بعد یکی از نوکرها را صدا می زنند و پولی به او می دهند که همین الان برو درشکه بگیر برو فلان جا، ایشان را سوار ماشین کن و برگرد. آن فرد می گوید حالا چه عجله ای است فعلا چند روزی می خواهم این جا بمانم، میرزا می گوید نه همین الان باید شما بروید، به حضور شما در کربلا نیاز است. بعدا آن نوکر را کنار می کشند که تا مطمئن نشدی او نرفته است برنمی گردی. آنها می روند. (این قسمت ماجرا دقیق خاطرم نیست اما آن طور که به یاد دارم نوکر شب می رود منزلش و میرزا تا شب منتظر آمدن نوکر و گزارش دادن اوست. فردا میرزا می فرستد سراغ نوکر) میرزا نوکر را بازخواست می کند که چرا بلافاصله نیامدی گزارش بدهی؟ نوکر که این ناراحتی میرزا برایش بی سابقه است می گوید آنقدر به نظرم مهم نرسید که شب خدمت تان برسم. ایشان را بردم و برگشتم منزل. میراز می گوید سوار درشکه شدید؟ می گوید بله . می پرسد خودش بود. می گوید بله. سوار ماشین شد؟ میگوید بله. مطئمنی؟ بله. ماشین حرکت کرد و بعد آمدی یا همین که سوارش کردی برگشتی؟ می گوید خیر. ایستادم تا ماشین حرکت کند. میراز آهی می کشد و آرامش پیدا می کند. همه می پرسند ماجرا چه بود میرزا می گوید: این از وجناتش پیدا بود که آمده است این جا بساط دعای صنمی قریش که مملو از توهین به مقدسات اهل سنت است (آقای شبیری می فرمودند این دعا سند ندارد) را راه بیندازد و همه زحماتی که ما کشیده بودیم را از بین ببرد. راوی می گوید میرزا داغ یک دعای جانانه صنمی قریش را روی دلمان گذاشت.

 

www.fetan.ir


برچسب‌ها: وحدت اسلامی, جریان شیرازی, سب و لعن, فتنه مذهبی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 14:35 توسط مصطفی جامه بزرگ |

خبرگزاری فرانسه در گزارشی به روند تغییر مذهب شماری از افراد سنی مذهب در نوار غزه و شیعه شدن آنها پرداخت.

به گزارش عصر ایران، در سال های اخیر گروهی از مردم فلسطین در نوار غزه تغییر مذهب داده و شیعه شده اند.  نوار غزه هم اکنون در کنترل جنبش مقاومت اسلامی (حماس) است. حماس یک گروه اسلامگرای سنی مذهب است.

این گروه از مردم فلسطین که شیعه شده اند خود را امتداد حضور ایران در منطقه می دانند.



"عبدالرحیم حمد" 42 ساله که از پنج سال پیش شیعه شدن خود را اعلام کرد می گوید: "ما جریان شیعه در نوار غزه خود را امتداد جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان می دانیم. ما جمهوری اسلامی ایران را در جایگاه مرجعیت خود می دانیم."

منزل "عبد الرحیم حمد" از شیعه شدگان در نوار غزه

 


وی که در خانه خود در اردوگاه جبالیا در شمال نوار غزه با خبرنگار خبرگزاری فرانسه مصاحبه می کرد گفت:" با آیت الله خامنه ای و حزب الله در ارتباط هستیم."

او در خانه اش عکس های بزرگی از آیت الله علی خامنه ای رهبر ارشد انقلاب ایران و حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان نصب کرده است.

عبدالرحیم با اعتماد به نفس زیادی می گوید:" آینده  از آن شیعه است. حزب الله فلسطین را آزاد خواهد کرد.

وی ادامه داد:"ما هم اکنون در نوار غزه در مرحله آماده سازی خود هستیم. شمار شیعیان در نوار غزه به صدها نفر می رسد و به زودی فعالیت های سیاسی را آغاز خواهیم کرد."

با وجود اینکه شمار شیعه شده ها در نوار غزه یک و نیم میلیون نفری اعلام نشده اما عبدالرحیم تاکید دارد:" شیعیان پس از آزاد سازی فلسطین به دست حزب الله لبنان، نقش کاملی را مدیریت این سرزمین ایفا خواهند کرد."

"عبدالناصر المصری" 44 ساله از دیگر شیعه شدگان در غزه است. او معلم یکی از مدارس وابسته به سازمان ملل متحد در غزه است.
عبدالناصر پس از جنگ 33 روزه اسرائیل علیه لبنان در سال 2006، شیعه شدن خود را اعلام کرد.

خبرگزاری فرانسه می نویسد: "پس از جنگ 33 روزه، محبوبیت مردمی سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در فلسطین به میزان زیادی گسترش و افزایش یافت."

عبدالناصر می گوید:"دلیل شیعه شدنم، حسن نصرالله است زیرا او را بسیار دوست دارم."
او می گوید که اعلام شیعه شدنم مورد پذیرش خانواده یا همکاران من قرار نگرفت. خانواده ام نسبت به شیعه شدنم موضع منفی گرفت و ارتقا کاری ام به دلیل ناخرسندی همکارانم از این موضوع متوقف شد.

البته حماس این موضوع و روند شیعه شدن افراد سنی مذهب در نوار غزه را کم اهمیت و دلیل آن را " همبستگی، هم احساسی و تحسین" ایران و حزب الله در نوار غزه می داند و هیچ اهمیت ایدوئولوژیک دینی را به همراه ندارد.

"احمد یوسف" مشاور سیاسی نخست وزیر کابینه حماس در نوار غزه می گوید: شیعه ای در نوار غزه وجود ندارد. هر آنچه اینجا وجود دارد حالت همبستگی و هم احساسی با حزب الله و ایران است. همبستگی و هم احساسی ما با آنها به دلیل مظلومیتی است که شیعیان با آن روبه رو هستند و احساس آنها در برابر مسئله فلسطین است.

وی ادامه داد: آنچه در نوار غزه وجود دارد تحسین سخنرانی های حسن نصرالله و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در به چالش کشیدن تکبر اسرائیل و آمریکا در شرایطی که غرب به جنبش های اسلامگرا از نگاه دشمنی و تروریسم نگاه می کند.



"عبد الرحیم حمد" از شیعه شدگان در نوار غزه به همراه فرزاندنش



عبدالرحیم هم می گوید که نیروهای امنیتی وابسته به حماس او را برای بازجویی احضار کرده است.

وی ادامه داد: این احضار پس از آن صورت گرفت که به همراه تعدادی از افراد شیعه شده قصد داشتیم اولین حسینیه را در نوار غزه ایجاد کنیم.

اول اضافه کرد: ما و حماس در یک کشتی و در برابر یک چالش هستیم. ما به عنوان شیعیان غزه با حزب الله، ایران و حماس امروز با یک چالش روبه رو هستیم.


"طاهر نونو" سخنگوی کابینه حماس در غزه هم می گوید : آزادی ادیان به صورت کامل در این منطقه وجود دارد. همه در نوار غزه مسلمان و سنی مذهب هستند و درباره دیگر مذاهب اسلامی چیزی نشنیده ایم.

وی ادامه داد: بعید می دانم ایران در راستای شیعه گرایی در نوار غزه فعالیت کند.

در راستای فعالیت های مرتبط با شیعه گرایی، انجمن خیریه " الشقاقی" (ملتقی الشقاقی) دو ماه پیش مراسمی را برای گرامی داشت سالگرد انقلاب اسلامی ایران در شمال نوار غزه برگزار کرد.

هشام سالم رئیس این انجمن خیریه که گفته می شود او نیز تغییر مذهب داده و شیعه شده است می گوید: این انجمن از ایران کمک مالی دریافت می کند. او در سال 2007 به ایران سفر کرد اما از اعلام دقیق اینکه شیعه شده است یا خیر طفره می رود و تنها می گوید: همه ما شیعه و سنی، مسلمان هستیم.

هشام ادامه داد: برخی وقت ها در بحث و گفت وگو ها، از جانت شیعیان حرف می زنم. من آنچه را مذهب شیعه مطرح می کند تایید می کنم و آن را جنایت نمی دانم اما مذهب من با خدا مرتبط است.

دیوار اتاق پذیرایی خانه هشام عکس بزرگی از امام خامنه ای و حسن نصر الله و ابراهیم شقاقی موسس جنبش جهاد اسلامی است.

هشام پیش از این عضو جنبش جهاد اسلامی بود اما پنج سال پیش از این گروه جدا شد. او دلیل این جدایی را مشکلات سازماندهی این گروه اعلام می کند اما نزدیکانش، دلیل اصلی را شیعه شدنش می دانند.

وی این موضوع را رد یا تایید نمی کند و به گفتن این جمله بسنده می کند که ما مدیون گروه جهاد اسلامی هستیم اما مشکل آنجاست که این گروه فرزندان خود را آموزش می دهد سپس از آنها دست می کشد.

هشام همچنین حماس و جهاد اسلامی را به کوتاهی در برابرشیعیان متهم می کند و می گوید: این دو گروه بیشترین تعامل را با ایران دارند پس از لحاظ اخلاقی آنها می بایست جلوی اتهام زنی و مغالطه ها علیه شیعیان در نوار غزه بایستند.

او نیز تاکید می کند: شیعیان آینده این دوران هستند. ایران بیشترین حمایت سیاسی و نظامی و مالی را برای آزادسازی فلسطین از رژیم صهیونیستی ارائه کرده است.

خبرگزاری فرانسه اضافه می کند: بیشتر شیعیان غزه ترجیح می دهند نام آنها معلوم نشود.

"ابوطاهر" بازرگان 53 ساله فلسطینی سه سال پیش شیعه شدن خود را اعلام کرد. او شیعه شدن خود را اعلام عمومی نکرده چرا که نگران است این موضوع بر سفر او به مصر از طریق گذرگاه رفح تاثیر منفی بگذارد. گذرگاه فتح تنها راه ارتباطی نوار غزه با جهان خارج است.


برچسب‌ها: وحدت اسلامی, غزه در خاک و خون
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 21:18 توسط مصطفی جامه بزرگ |

 گرمای قم طاقت فرسا شده بود و برای استراحت تصمیم گرفتم چند دقیقه ای را در مدرسه ی علمیه دارالشفاء باشم. روی صندلی و زیر سایه ی درخت وسط حیاط نشسته بودم و... متوجه طلبه ی سیاه پوستی شدم که برای احوالپرسی قدم زنان به سمت دوست هم کشوری خود می آمد. بعد از سلام با دوست سمت من هم آمد و سلامی داد و  دوباره رفت پیش رفیقش!

چون فاصله چندانی بینمان نبود صدایشان را به خوبی میشنیدم! اول فکر کردم آفریقایی صحبت می کنند اما با کمی دقت متوجه شدم فارسی با لهجه ی آفریقایی صحبت می کنند! برایم خیلی جالب بود. کمی نزدیک شان شدم بحثشان سر تعویض کردن منزل و قیمت رهن فلان واحد در فلان بلوک آپارتمان های شهرک پردیسان قم بود! سریع حسن استفاده را کردم و از قیمت واحدهای پردیسان پرسیدم و بعد به راحتی راه ورودم به بحثشان باز شد!!!

از ملیتشان پرسیدم و چگونگی شیعه شدنشان ، از معروفیت ساحل عاج توسط دروگبا(بازیکن مطرح فوتبال) و ..آنها هم از بحثهای روز جهان اسلام و شیعه و .. گفتند از افراطی گری های طایفه ی "ش" که طلبه ساحل عاجی دوست نداشت اسم مرجعشان را ببرد! از افتضاحات شیخ کثیف و مزدور "حسن اللهیاری افغانی"( طلبه ی جوانتر وقتی اسم اللهیاری را میبرد زیر لب میگفت خدا اور را لعنت کند به بزرگان شیعه توهین می کند) از دوگانگی و تناقض رفتاری گروهک تروریستی داعش و.. در لابه لای بحث طلبه ی ساحل عاجی سطح عالی حوزه نکته ای را بیان کرد که کلید بسیاری از گرفتاریهای امروز شیعه است!

طلبه ساحل عاجی گفت :

اگر ما قبل از رسیدن مضامین بلند مکتب اهل بیت(علیهم السلام) تصاویر و فایل های دشنام برخی چهره های افراطی و مزدور شیعه را که به مقدسات اهل سنت توهین می کنند می دیدیم شیعه نمی شدیم!! چرا که اگر همان اول بسم الله طرف مقابل شروع به توهین به عقاید ما بکند ولو عقاید ما باطل باشد موجب جبهه گیری و عدم استماع حرف حق می شود.

این حرف طلبه ی آفریقایی ساحل عاجی را باید با آب طلا نوشت و داد دفتر برخی آقایون که متوجه بشوند با هوچی گری و دشنام و کینه ورزی و عمری خواندن ، کسی شیعه نمی شود!  والسلام

 

 

 


برچسب‌ها: وحدت اسلامی, طلبه, سب و لعن, حسن اللهیاری مزدور, جریان شیرازی
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مرداد 1393ساعت 5:35 توسط مصطفی جامه بزرگ |

آقای قائم مقامی که به نهادهای بین المللی پاسخگوتر است تا مطالبات مردمی !!

قائم مقام وزیر کار در امور بین الملل در اقدامی عجیب به شهرداری تهران درباره طرح تفکیک جنسیتی تذکر داد!

طرحی که در آن اتاق های کار بانوان از آقایان جدا شده است. طرحی که در آن بانوان مجبور نیستند در یک اتاق با چند همکار مرد باشند. طرحی که موجب رضایت کارمندان زن شهرداری شده است و ..

خدا شعور قائم مقام  ما را بالا ببرد!!

محمد تقی حسینی - قائم مقام وزیر کار در امور بین الملل

 


برچسب‌ها: اصحاب فتنه
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 3:35 توسط مصطفی جامه بزرگ |

گروه فرهنگی - رجانیوز: برای آنهایی که مرجوع کردن و آتش زدن کتاب «کافه پیانو» نوشته «فرهاد جعفری» را به جرم رای دادن او به «احمدی‌نژاد» در انتخابات 88 به یاد دارند، جنجال بر سر روبوسی «علیرضا افتخاری» با رئیس‌جمهور وقت و شکستن شیشه‌ی ماشین «حسین رضازاده»‌ در سال 88 را هنوز فراموش نکرده‌اند و کمپین توهین به «شهاب حسینی» بعد از دیدار با رهبر انقلاب و برخورد زشت چند سینماگر با «علی‌رام‌نورایی» بعد از بازی در «قلاده‌های طلا» را هنوز به عنوان سندی از صدق شعار «آزادی بیان» شبه‌روشنفکران وطنی در حافظه‌شان ثبت شده است، باور کردن «دیکتاتوری شبه‌روشنفکران» دیگر اصلاً عجیب نخواهد بود.

 

 

به گزارش رجانیوز، اما تازه‌ترین سند «دیکتاتوری شبه‌روشنفکری» این بار در حیات خلوت شبه‌روشنفکران یعنی تئاتر رونمایی شده است؛ جایی که «پیام دهکردی» بازیگر تئاتر اجرانشده‌ی «گالیله» درست مثل خود «گالیله» در دادگاه تفتیش عقاید دیکتاتورها، مجبور به پس گرفتن حرف خویش شد و «گردی زمین» را تکذیب کرد.

ماجرا از این قرار است که چندی پیش در نشست رسانه‌ای مدیر مرکز هنرهای نمایشی، نکته‌ای از سوی «پیام دهکردی» - دبیر بیست و یکمین جشنواره تئاتر کودک، بازیگر تئاتر و یکی از شاگردان «حمید سمندریان»- درباره چرایی اجرا نشدن تئاتر «گالیله» در زمان اصلاحات مطرح شد که خیلی سریع اقلیت شبه‌روشنفکر را به تکاپو انداخت.

«دهکردی» در این نشست گفته بود: «به عنوان یک بازیگر تئاتر صحبت می‌کنم. دوستان عزیز! خواستن یا نتوانستن،‌ مسئله این است. در آستانه سالروز درگذشت استاد «حمید سمندریان» هستیم، باید بگویم که بسیاری که پس از درگذشت این همیشه استاد من، بر سر زدند و «شاه‌آبادی» و «احمدی‌نژاد» را مانع اجرای نمایش «گالیله» می‌دانستند؛ اما بنده به عنوان بازیگر این نمایش می‌گویم که فراموش کردند که در زمان وزارت «عطاالله مهاجرانی» جلوی اجرای این نمایش گرفته شد.»

 

 

اما همین انتقاد ساده از «عطاء الله مهاجرانی» بی‌بی‌سی‌نشین کافی بود تا موجی از تکفیر و فشار بر «دهکردی» آغاز شود. به طور مثال «احمد ساعتچیان» بازیگران تئاتر در گفتگو با ایسنا و در اعتراض به این صحبت‌ها می‌گوید: «اینکه عده‌ای ادعا کرده‌اند که رئیس جمهور و معاونت هنری ارشاد دولت اسبق جلوی اجرای «گالیله» را گرفتند، اینجانب برای اولین بار چنین چیزی شنیدم؛ حتی اگر برخی این حرف‌ها را زده‌ باشند،‌ اصلا آدم‌هایی نیستند که آنها را جدی بگیریم؛ چون حرف‌شان سندیتی ندارد.»

البته این فقط یکی از واکنش‌هایی است که رسانه‌ای شد. چنانچه خود ایسنا در ابتدای همین گزارش می‌نویسد: «بچه‌های تئاتری در گفتگوهای شفاهی از طرح این سخنان اعلام شگفتی کردند! آنان معتقد بودند مخصوصا در شرایطی که مدیر آن دوره در دسترس نیست، ما نباید در واقعیت دست ببریم. در این میان، «احمد ساعتچیان» دیگر بازیگر تئاتر و شاگرد سمندریان ترجیح داد گفته‌هایش از حالت دوستانه فراتر برود و با یک گفتگوی رسانه‌ای، آنچه را درباره دلیل اجرا نشدن «گالیله» می‌داند با ارایه اسناد تاریخی بازگو کند.» به عبارت بهتر، واکنش‌های اصلی را که «ایسنا» اصرار دارد آن را دوستانه جلوه دهد، نه در خروجی رسانه‌ها که در باید جای دیگری جستجو کرد. اما طولی نکشید که «دهکردی» وادار به عذرخواهی شد و از بیان جملات خود در این نشست اظهار تأسف و توضیحاتی در این‌باره ارایه کرد.

او در گفتگو با ایسنا، فضای ملتهب و حاشیه‌دار آن جلسه را دلیل بیان این جملات دانست و درباره بازتاب جملاتش در محافل تئاتری و دلگیری برخی از هنرمندان این رشته که معتقد بودند جمله او درباره دلیل اجرا نشدن «گالیله» درست نبوده است، توضیح داد: «حاشیه، حاشیه می‌سازد و حاشیه مرگ همه چیز است. ریختار این جلسه از اساس دچار حاشیه بود و این حاشیه در سراسر جلسه هم ادامه پیدا کرد و باعث شد حتی من که همواره از این موضوع می‌پرهیزم، نیز گرفتار حاشیه بشوم. به صراحت می‌گویم اگر این جملات من اسباب آزردگی کسانی شده باشد، یا ایجاد دلشستگی کرده با تمام قلبم عذرخواهی می‌کنم.»

اما او به عذرخواهی خشک و خالی اکتفا نکرد و برای رها شدن از زیر بار فشارها، خود را متهم به هیجان‌زدگی نمود و گفت: «در زندگی حرفه‌ای‌ام هرگز آدم حاشیه‌ای نبودم، اما متأسفانه در یک بستر حاشیه‌ای ممکن است همه افراد دچار این مسئله بشوند و بیان این جمله را ناشی از هیجانی شدن خود به دلیل جو حاشیه‌ای جلسه می‌دانم.»

کار به همین جا هم ختم نشد؛ چنانچه «دهکردی» مجبور شد در همین گفتگو خود را دوباره ثابت کند و ایمانش به آرمان‌های شبه‌روشنفکری را یک بار دیگر یادآور شود: «خود من از بیان آن جملات بسیار ناراحت و متأسفم و تأکید می‌کنم من همان پیام دهکردی سابق هستم، با همان دیدگاه‌ها و آرمان‌ها و حتی مومن‌تر از گذشته و این چنین است که امروز هم فقط به این فکر می‌کنم که جشنواره تئاتر کودک و نوجوان را که مسئولیت دبیری‌اش به من سپرده شده، چگونه به نحو خوبی هدایت کنم.»

بازیگر سریال «شهریار» در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: «این روزها حال همه بد است، حال زمین خوب نیست و آدمیزاد در بدحالی ممکن است به درستی حرف نزند. همه باید این شرایط را درک کنند. دامن زدن به بدحالی، فقط عقب‌افتادگی را گسترش می‌دهد. باید بدحالی‌مان را کنترل کنیم و مسائل را با فکر و نگاهی یکپارچه پیش ببریم تا راه‌هایی برای درمان دردهای مشترک همه‌مان پیدا شود.»

و این سرنوشت بازیگر تئاتر اجرانشده‌ی «گالیله» است؛ شخصیتی که در ویکی‌پدیای فارسی در مورد او چنین آمده است: «در سال ۱۶۱۰ انتشار یافته‌های علمی گالیله در تائید نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید باعث شد تا وی از سوی کلیسا مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گیرد. این نظریه مخالف نص کتاب مقدس بود و از سویی با نظریات ارسطو که کلیسا حامی آن بود، همخوانی نداشت.

وی مجبور به امضای توبه نامه‌ای با این مضمون شد: «در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می‌کنم توبه می‌کنم و ادعای واهی حرکت زمین را انکار می‌کنم و آنرا منفور و مطرود می‌نمایم.»

وی شش سال بعد رسماً از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سالها بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار می‌گرفت. سرانجام گالیله علی‌رغم اعتقاد درونی‌اش، مجبور شد اعتراف کند که نظریه ارسطو درست است و زمین مرکز جهان است.

این روزها، «انکیزاسیون» (دادگاه تفتیش عقاید) شبه‌روشنفکران عیان‌تر از هر وقت دیگری، مشغول پاسداری از خط قرمزهای این جریان است. حتی اگر این خط قرمز، عطا‌الله مهاجرانی باشد... 


برچسب‌ها: سینما
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 13:23 توسط مصطفی جامه بزرگ |

به گزارش شيعه آنلاين، هفته گذشته در خبري تحت عنوان «دستور شرم آور "داعش" درباره ختنه دختران!» اعلام کرديم که گروهک تروريستي – تکفيري «دولت اسرائيلي عراق و شام» موسوم به "داعش" بيانيه اي شرم آور در زمينه ختنه دختران صادر کرده و به جنگجويان خود دستور داده که هر منطقه اي را فتح مي کنند، بعد از تسلط بر آن، همه دختران منطقه را ختنه کنند!

اما اکنون و بعد از گذشت حدود يک هفته خانم «جاکلين بادکوک» از مسئولان ارشد سازمان ملل متحد در عراق در گفتگويي تلويزيوني از اين خبر پرده برداشت و گفت: گروهک تروريستي "داعش" به نيروهاي خود دستور داده که دختران و زنان بين 11 تا 46 سال را ختنه کنند.

اين مسئول سازمان ملل، همچنين افزود: "داعش" همچنين از دختران و زنان خواسته که براي ختنه شدن خودشان را به نيروهاي اين گروهک، معرفي کنند. نسخه اي از بيانيه صادر شده از سوي "داعش" به دست بنده رسيده است!


برچسب‌ها: داعش
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 13:1 توسط مصطفی جامه بزرگ |

مطالب قدیمی‌تر